|
امام باقر فرمودند : روزی رسول اکرم فرمودند : حاضران بدانند و به غایبان خبر دهند ، و به آنها که هنوز به دنیا نیامدند و به همه مردم تا روز قیامت نیز اطلاع دهند ، که صله رحم به جای آورند حتی اگر این کار نیاز به طی مسیری یکساله داشته باشد .که این دستور دین است. (محجه ابیضا ج4 ص ا85 الی 172) یاسین : گاها خشک شدن ها و کسل شدن های زندگی ها به خاطر عمل نکردن به همین دستورات است . نه؟
نمی نمیجوشد ز دیده اگر چه باز دلم تنگ است گناه دیده ی مسکین نیست ،کمیت عاطفه ها لنگ است کجاستی که نمی آیی ،الا تمام بزرگی ها پرنده بی تو چه کم صحبت ، بهار بی تو چه بیرنگ است نمانده مرا هیچ دیگر ، نه هیچ ،بلکه کمی کمتر جز این قدر که دلی دارم که بخش اعظم آن سنگ است بیا که بیتو در این صحرا میان ما و شگفتی ها همین سه چهار قدم راه است ،و هر قدم دوسه فرسنگ است دعا گران همه البته مجرب است دعاهاشان ولی حقیر یقین دارم ف که انتظار همان جنگ است
![]() ای دوست آنکس که دوستی ندارد ای پاسخ ده آن که پاسخ دهی ندارد ای یار دلسوز آن کسدکه دلسوزی ندارد ای رفیق آن کس که رفیق ندارد ای فریاد رس آنکس که فریاد رسی ندارد ای راهنمای آن کس که راهنمایی ندارد ای مونس آن کس که مونسی ندارد ای ترحم کننده آن کس که ترحم کنند ای ندارد ![]() (دعای جوشن کبیر/59) یاسین: دیگه چی میخواهیم؟؟؟ (به مناسبت شبهای قدر)
![]() حضرت علی فرمودند : مثلِ دنیا همچون مار است ، که بدنش نرم ،و درونش سم کشنده است . گول خورنده نادان به آن میل کند(آن را طلب کند) و خرد مند عاقل از آن حذر کند. (نهج البلاغه/119 /حکمت ها) البته لازم به ذکر است که ، در اینجا دنیا نهی نمیشود ، طلب کردن و دلبستگی به آن مطرح است . دنیا مزرعه ی آخرت است و اگر دنیا نباشد ، آخرت بی محصول و توشه هستیم . یاسین : تجربه را تجربه کردن خطاست بسم الله الرحمن الرحیم با سلام به علت پائین بودن تعداد شرکت کنندگان ، تمامی عزیزان برنده محسوب میشوند . امید واریم در فرصت های بعدی ، شرکت کنندگان بیشتری را پذیرا باشیم . اینها عقیده ها ی دوستان شرکت کننده است: ادامه مطلب ... ((اهل دانش گویند : ما به همه آن کتاب(قرآن) گرویدیم که همه محکم و از جانب پروردگار ما آمده .و به این دانش پی نبرند ، جز خرد مندان)) (آل عمران)7 پ پوستر طراحی شده توسط گروه فرهنگی یاسین(قرآن) به مناسبت ماه مبارک رمضان ((این قرآن عظیم حجت بالغ برای جمیع مردم است تا خلابق از آن پند گرفته و تا صاحبان عقل بدان وسیله خداشناس و خدا ترس شوند و تا عموم بشر خدارا بیگانگی بشناسند و صاحبان عقل ف متذکر و هوشیار گردند )) (ابراهیم 52)
هر گاه رسول اکرم یکی از اصحاب خود را غمگین میدیدند ،با شوخی او را خوشحال میکردند و می فرمودند : خداوند ، کسی را که با برادرانش با ترش رویی و چهره ای عبوس روبرو شود ، دشمن میدارد . (رسائل شهید ثانی،ص326) یاسین: خوش به حال دینی که ، پیامبرش همچین عزیزی باشد پوستر طراحی شده توسط گروه فرهنگی یاسین (اوخواهد آمد) یاد آوریم تاریخ را . حدود 1400 سال پیش ، شهری در نزدیکی نجف .شهری که امروزه حتی به عنوان یک شهر هم مطرح نمیشود . آن شهر یک صدا امام خویش را خواندند . امام آمد ... ... و کربلا به پا شد اگر امروز جهان کوفه ای با مقیاس بسیار بزرگ تر باشد . اگر در این کوفه باز عده ای امام خویش را بخوانند ، پس . . چه کر بلایی پیش خواهد آمد !!! یک سوال : میدانید مهدی چرا ظهور نمیکند ؟؟ ![]() ![]() حضرت علی علیه السلام فرمودند: اندک کاری که بر آن مداومت کنی ، بهتر از کار زیادی است که از آن خسته شوی (نهج البلاغه حکمت های 444) یاسین: رهرو آن نیست ، گهی تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود نه؟
سخن میگویم ، سخن بنده ای خوار ،بنده ای ستم کننده به خویش ، بنده ای که حرمت پروردگارش را سبک شمرده ، بنده ای که گناهانش بزرگ شده و روی هم انباشته گشته و روزگارش از او روی گردان شده و به او پشت کرده . یقین میکند که برای او گریزگاهی از عذاب ، و پناهگاهی از کیفرت وجود ندارد .سپس با ناله ای سوزناک و آهسته تورا میخواند ، در جایی که دربرابرت سر تواضع و فروتنی پایین انداخته ، تا جایی که از شدت فروتنی خمیده گشته .و از خواری سر به زیر افکنده، به طوری که قامت راستش کج شده و از بیم ترس عظمت تو قدم هایش به لرزه انداخته ، و اشکایش صفحه ی رخسارش را فراگرفته . تورا با این جملات میخوانند : ای مهربان ترین مهربابان ! و ای عطوف ترین کسی که آمرزش خواهان گرد اویند ، و ای آن که گذشتن از انتقامش بیشتر ، و خوشنودیش از خشمش افزونتر است، و ای آن که با گذشت ، ستوده بودنش را به مخلوقش مینماید ، و بندگانش را به پذیرفتن توبه عادت میدهد ، و اصلاح شدن تباهکارانش را به توبه می خواهد، و ای آن که به عمل اندک بندگانش خشنود است و پاداش فراوان میدهد ، و ای آن که اجابت دعایش را ضامن شده و به احسانش ، پاداش نیکو را به آن وعده داده . خدایا! دانایم به این که گذشت از گناه بزرگ ، در نظرت بزرگ نمی آید ، و بخشیدن معصیت گران بر تو سخت نمیباشد ، و تحمل جنایات زشت و ناپسند که از مردم بدکار صادر میشود ، ترا به مشقت و زحمت نمی اندازد. و آگاهم به این که محبوبترین بندگانت نزد تو کسی است از سرکشی و تکبر نسبت به تو دست بردارد ، و از پافشاری بر گناه اجتناب کند و استغفار را بر خود واجب بداند . من از این که در برابر تو سرکشی کنم بیزارم ، و از این که برگناه پافشاری ورزم به تو پناه می آورم . به آنچه کوتاهی کردم از تو آمرزش میخواهم ، و برآنچه از انجامش عاجزم از تو یاری میخواهم . (صحیفه ی سجادیه ،دعای آن حضرت در اقرار به گناه ) یاسین : به گمانم حضرت سجاد این سخنان را برای خودشان نگفته اند به قول معروف به در گفتند که دیوار بشنود . به خدا گفته اند ، که ما بشنویم اگر مصداق جملهایش باشیم، پس
(به مناسبت ولادت امام سجاد علیه
السلام)
از اهل شام بود .آمده بود مدینه .در گوشه های چشمش به مردی افتاد که توجهش را جلب کرد . از کسی پرسید : این مرد کیست؟ گفته شد :او حسین بن علی بن ابی طالب است. باشنیدن این اسم ،چهره اش برافروخته شد . یاد حرفایی افتاد که در شام از او و پدرش بسیار شنیده بود . رو کرد به امام و دهان خود را به ناسزا باز کرد و تا توانست گفت و گفت. تا این که توهین ها و ناسزا هایش تمام شد و گلوی خود را از عقدهای مانده ، خالی کرد ، امام نگاهی پر از مهر و عطوفت به او کرد و شروع کرد چند آیه از قرآن مبنی بر حسن خلق و عفو قرائت کرد و فرمود: ما برای هر نوع خدمت به تو آماده ایم .آنگاه سوال فرمود :از اهل شامی ؟ جواب داد:آری.فرمود :من با این خلق خوی سابقه دارم و سرچشمه آن را میدانم.(در آن زمان (معاویه)تبلیغات وسیعی بر علیه امام علی و فرزندانشان ،شده بود ،به خصوص در شام ) سپس فرمودند : تو در شهر ما غریبی ،اگر احتیاجی داریم حاضریم به تو کمک دهیم ،حاضریم در خانه ی خود از تو پذیرایی کنیم ،حاضریم تورا بپوشانیم ، حاضریم به تو پول بدهیم. مرد شامی که توقع چنین رفتاری را نداشت ، چشمان خیره شده ی خود را به زمین دوخت. شنیدم که آن مرد میگفت : آرزو داشتم در آن وقت زمین شکافته میشد و من در آن فرو میرفتم که اینطور نسنجیده و نشناخته و گستاخ سخن نمیگفتم. تا آن ساعت برای من در روی زمین کسی ازحسین و پدرش مبغوضتر نبود و حالا ، حالا برعکس ،کسی نزد من از حسین و پدرش محبوب تر نیست . یاسین : گر چه باید در غمش بگریستن چه خوشا یکدم حسینی زیستن تا حالا خواستیم؟؟؟
(به مناسبت ولادت امام حسین علیه السلام)
مردی بیابان نشین به سمت شهر مدینه حرکت کرد . به خدمت حضرت محمد(ص) رسید .به آن حضرت گفت : از شما پند و نصیحتی تقاضا میکنم . رسول اکرم فقط به او فرمود : خشم مگیر و دیگر هیچ نفرمودند. آن مرد به قبیله ی خود بازگشت .دید که قومش با قبیله ی دیگری آماده به کارزار و جنگ میباشد .در نبود او جوانان قبیله دستبردی به قبیلهی دیگری زده و حالا... مرد خود را برای جنک آماده کرد به صفوف جنگ شتافت .در این حین یاد جمله رسول خدا افتاد که در قبال خواسته اش ، فقط فقط گفتند: خشم مگیر . مرد با خود گفت که : اصلا برای چی خود را برای کشته شدن و کشتن آماده کردم ؟ چرا بی جهت خشمناک شدم ؟ جلو آمد ،بزرگان دوطرف را خواند . گفت :این ستیز برای چیست ؟ اگر غرامتی هست که من حاظرم از مال خود آن را ادا کنم .علت ندارد ما برای همچین چیزی به جان یکدیگر بیفتیم و خون یک دیگر را بریزیم . طرف مقابل باشنیدن این سخنان ، از غرامت خود گذشتند . البته در اصل از خشم خود گذشتن . (اصول کافی جلد 2/ص204(داستان و راستان)) یاسین: زیباست؟ بهش عمل کنیم یا نه؟ برای عصبانی شدن ، علت ها را جست و جو میکنیم ؟ نتیجه را چی؟؟؟ اگر دوست داشتید ، فقط بخواهید ، اگر نه که...
حضرت علی علیه السلام میفرمایند : کسی که باطن خود را اصلاح کند ، خداوند ظاهر اورا نیز اصلاح میکند . کسی که در راه دین کوشش کند ، خداوند دنیای او را تامین میکند . کسی که رابطه خود را با خداوند نیکو گرداند ، خداوند هم رابطه ی او و مردم را نیکو میکند. (نهج البلاغه حکمت 415) یاسین: چه معامله ی خوبی! منصفانست؟
بخشی کوچکی از نامه حضرت علی به پسرشان : همانا دل جوان مانند زمین بکر و مساعدی است که پذیرای هر نوع بذری هست (این بود که در تربیت و ادب تو تعجیل نمودم ،پیش از آن که دلت سخت و سیه وافکارت به امور دیگر مشغول شود.) (نامه شماره 31 نهج البلاغه) یاسین: ما در حال کاشتن چه بذری هستیم؟ لبخند مسیح نویسنده :سارا عرفانی (برگزیده بانو فرهنگ به عنوان نویسنده جوان به خاطر کتاب لبخند مسیح) انتشارات سوره مهر 66460993 www.iricap.com این رمانیست اندیشه محور که خواننده را بعد از خواندن کاملا به فکر فرو خواهد برد . بخشی از کتاب: گفت که اونا احساس خوشبختی میکنند حق دارن ، چون واقعلا فکر میکنند اهداف بزرگی دارند . اما بزرگی اهداف اونا نسبیه . چیزایی مثل علم و زیبایی مرز ندارند . نگار ٰاما خیلی ها فکر میکنند به حدی رسیده اند که کار تمومه ،در حالی اگر خوب ببینند ٰچیزای بزرگ تری پیدا میکنند . اما نگار هر کسی نباید بدونه برای چی داره زندگی میکنه ؟ نمیدونم ،شاید بعضی ها بتونند خودشون را با هدف های کوچک مثل لذت بردن از زندگی یا علم و پول قانع کنند . اما ٰتمام دنیا مقدمه ای برای یک هدف بزرگه . خیلی ها خدا را تو قلبشون میکشند و اونوقت از زندگی بدون خدا احساس پوچی میکنند .تازه به ما میخندند که برای پیدا کردن آرامش کاذب ،از خدا حرف میزنیم . ![]() لطفا کمی فقط رو مطالب تامل کنید ((لطفا این مطلب را بدون بدون هیچ ذهنیتی به فرد گوینده بخوانید)) جوانها متوجه باشند که در جوانی میشود اصلاح کند انسان خودش را.هر مقداری انسان سنش زیاد تر میشود ،اقبالش به دنیا بیشتر میشود.جوانها نزدیکترند به ملکوت.پیرها هر چه میگذرند ،هرچه بر عمرشان میگذرد ،هی اضافه میشود یک چیز هایی که آنها را از خدا دور میکند . (صفیحه امام ج21ص45) وصیت من به تو ای فرزندم آن است که مگذار خدای نخواسته فرصت از دست برود و در اصلاح اخلاق و کردار خود بکوش هرچند با تحمل زحمت و ریاضت ،و از علاقه به دنیای فانی بکاه و در دوراهی هایی که برایت پیش آید راه حق را انتخاب کن و از باطل بگریز و شیطان نفس خود را بران. (صحیفه امام ،ج،16،ص 224) فرزندم !تا نعمت جوانی را از دست ندادی فکر اصلاح خود باش که در پیری همه چیز را از دست میدهی،یکی از مکر های شیطان که شاید بزرگترین آن باشد که پدرت به آن گرفتار بوده و هست _مگر رحمت حق تعالی دستگیر او باشد _اتدراج است(کسی را به نعمت های داده شده ی به او مغرور ساختن و بدون واسطه از حق غافل ماندن)در عهد جوانی شیطان باطن که از بزرگترین دشمنان اوست اورا از فکر اصلاح خود باز میدارد و امید میدهد که وقت زیاد است،اکنون فصل برخورداری از جوانی است و هر آن و هر ساعت و هر روز که بر انسان میگذرد درجه درجه او را با وعده های پوچ ازین فکر باز میدارد تا ایام جوانی را از او بگیرد و آنگاه که جوانی رو به اتمام است ،او را به امید اصلاح در پیری نیز این وسوسه ی شیطانی از او دست نکشد و وعده ی توبه در آخر عمر میدهد و آخر عمر و شهود موت ، حق تعالی را در نظر او مبغوض(مورد غضب واقع شده) ترین موجود جلوه میدهد که محبوب او که دنیا است از دستش گرفته است. (صفیحه امام ج20ص437) یاسین: شاید این کلام ارزشمند یکی از هزاران کلامی باشد که بار ها و بارها در گوشمان خواندند .شاید این حرف ها در یک گوشه ای از پستوی حافظیمان جا گرفته، كه دیگر از شنیدنش خسته شدیم . اصلاح چرا بعضیا ازین مسائل گویی گریزان شدن ؟ شاید تابه حال بهش بر نخوردیم ،وحال که کمی بهش فکر میکنیم، و شاید عمل. شاید کمترین بهره از این کلام این باشد که جوانی دوران بسیار مهمیست . اصلا به اصلاح خودمون فکر کرده ایم ؟اصلا اصلاح چیز خوبیه؟ شاید آدم خوبی باشیم و اصلا نیازی به اصلاح در اخلاق و غیره نباشه؟ شرح حال بعضی از دوستان:اینارو که خودمن هم میدونیم ... (یکی از هزاران دلیلی که وجو دارد درمورد این موارد در پست های قبلی (چرا دین)مطرح کردیم نظرشما؟) موفق پیروز باشید ( به مناسبت سالروز رحلت امام خمینی) سلمان فارسی میگوید که روزی حضرت فاطمه (س) را دیدم که چادری وصله دار و ساده بر سر داشت.
در شگفت ماندم و گفتم: عجبا !دختران پادشاه ایران و قیصر روم به کرسی های طلایی مینشینند و پارچه های زربافت به تن میکنند،و این دختر رسول خداست که نه چادری گران قیمت بر سر دارد و نه لباس های زیبا. فاطمه (س)پاسخ داد:ای سلمان!خداوند بزرگ،لباسهای زینتی و تخت های طلایی را برای ما در روز قیامت ذخیره کرده است. این فقط یکی از صفت های فاطمه(س)بود.(ساده زیستی) او که فاطمه بود... از ما چه خبر ؟ چه قدر زندگیمان رنگ و بوی حضرت زهرا را گرفته ؟؟؟ اصلا تا بحال بهش فکر کرده ایم؟؟ نکند فاطمه(س) در زندگیمان، فقط به عنوان یکی از زن های مقدس جهان مطرح شده باشد؟؟ که فقط وقتی اسمشان را میشنویم ،یاد یک زن مقدس می افتیم که: بله زهرا! یک زن پاک دامن و بسیار خوب بوده ...همین ... حال اگر کمی مقید باشیم ،اونم به صرف این که یک دینی را از پدر مادرمان به ارث بردیم ،شاید دو روز از سال یکی در شهادت و یکی در ولادتشان ،به مجلسی برویم. شرح حال بعضیا بعد از خواندن این مطلب(اه. بس کنید این حرفارو ،خسته شدیم از شنیدنشان) شاید حق باهاشون باشه ... (نکته قابل تذکر این است که در اینجا ساده زیستی مطرح است که در زمان های مختلف تغییر میکند .قطعا ساده زیستی در زمان حضرت زهرا با زمان حال کاملا متفاوت میباشد) یاحق... (به مناسبت ولادت حضرت زهرا) پیامبر اکرم: زمانی که مهدی من ظهور کند: دل های بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت میکند .و عدالت بر همه جا دامن میگسترد.خدا به واسطه ی آن دروغ را ریشه کن میکند.هیچ کس فقیر نمیماند و مردم به دنبال نیاز مند میگردند ولی پیدا نمیکنند. پرندگان در آشیان خود شادی میکنند و ماهیان دریاها شادمان میشوند و چشمه ساران میجوشند.ساکنان آسمان ها و زمین بدو عشق میورزند.
اینها را که میخوانم دلم آب میشود ، اما... فعللا نمیخواهد بیایید . ظهور را بزارید یک وقت دیگر. فعلا که دلم را به چیز های دیگر داده ام... زود قضاوت نکنید... ![]() رهبر انقلاب اسلامی در سخنان خود در روز اول سال نود در مشهد توصیه ای بسیار کلیدی به جوانان و مسئولین عرض کردن: عزيزان من! اين را همه بدانند؛ تدين جامعه، تدين جوانان ما، در امور دنيائى هم به ملت و به جامعه كمك ميكند. خيال نكنند كه متدين شدن جوانان، اثرش فقط در روزهاى اعتكاف در مساجد يا در شبهاى جمعه در دعاى كميل است. اگر يك ملت جوانانش متدين باشند، از هرزگى دور خواهند شد؛ از اعتياد دور خواهند شد؛ از چيزهائى كه جوان را زمينگير ميكند، دور خواهند شد؛ استعداد آنها به كار مىافتد، كار ميكنند، تلاش ميكنند؛ در زمينهى علم، در زمينهى فعاليتهاى اجتماعى، در زمينهى فعاليتهاى سياسى، كشور پيشرفت ميكند. در اقتصاد هم همين جور است. روحيهى معنويت و تدين، نقش بسيار مهمى دارد... یاسین : ممکن است که این حرف برای خیلی از جوانان و دیگر افراد جامعه حرفی متداول و کلیشه ای باشد .شاید بار ها و بارها شنیده باشیم .شاید جزو حرف های خسته کنند برایمان شده باشد، شاید اصلا اثری ازش ندیده باشیم.مشکل از خودمان است، ما به جای این که به جوانهایمان یاد بدهیم که دین را در زندگی پیاده کنند ،آموزش داده ایم که ، دین را در پای ورقه امتحانهایشان پیاده کنند.(بدین منظور آموزش و پرورش را عرض کردم ، چون بیشترین نهادی که در کشور ما نقش آموزشی دارد آموزش و پرورش است و افراد جامعه از بچکی در اینجا به اسطلاح آموزش میبینند ) اگر ذهنیت بدی هم در این رابطه(متدين شدن جوانان = فقط در روزهاى اعتكاف در مساجد يا در شبهاى جمعه در دعاى كميل) دیده میشود ، باز هم سر همان مشکلی است که گفتیم . موفق و پیروز باشید. (البته فقط این بخش بسیار کوچک مشکل است) جمعه نهم اردیبهشت 1390 :: 10:10 :: نويسنده : گروه فرهنگی یاسین
![]() پستر طراحی شده توسط گروه فرهنگی یاسین زنان ده در مسجد به ردیف ایساده بودند تا بانو برسد ،بانو بلند قامت که لباس عربی به تن داشت به طرفشان می آمد.همراهش دخترانی بودند که گلابدان در دست داشتند.او به هریک از زنان که میرسید به همراهانش میگفت که به رویش گلاب بپاشند.سکینه این همه را میدید و آرام و بیقرار منتظر رسیدن او بود .بانو و دخترانش به او رسیدند .بانو لحظاتبی به چهره او خیره شد؛طوری که او نتوانست تاب بیاورد.شنید که بانو بهشان گفت :<<به ایشان سه بار گلاب بپاشید>> بوی گلاب در مشامش پیچید.او از این سخن نگران شد از خودش پرسید :آیا از من خطایی سر زده که باید با سه بار گلاب پاک میشوم ؟لحظاتی از سوی زنان خارج شد و به سوی بانو دویو. _خانم ،چرا گفتید به من سه با گلاب بپاشند؟ بانو مهربانانه به چهره اش نگریست و گفت :به خاطر آن لطفی که باردارش هستی.او خدمات بزرگی به اسلام خواهد کرد.از خواب که بیدارشدم همچنان بوی گلاب در مشامم بود.با شور و شعفی که در خود احساس میکرد به سجده افتاد و در انتظار رسیدن آن کودک نظر کرده بیقرار شد.سر انجام در یک روز سرد زمستانی در سال 1299 ،او رسید و خانه شیخ محمد حسین مطهری را لبریز از گرمای بهاری کرد.آن کودک فریمانی (مرتضی مطهری))بود که مرد بزرگی سالها بعد امام خمینی (ره)پس از شهادتش فرمود:من فرزند بسیار عزیزی را از دست داده ام و در سوگ او نشسته ام که حصل عمر من محسوب میشد. سخنان آیت الله خامنه ای درباره شهید مطهری: ما نميتوانيم در شهيد مطهري متوقف شويم؛ هر چند پس از گذشت 25 سال از شهادت اين مرد بزرگ، كتابهاي او جزو جذابترين و پرفروشترين كتابها براي نسلهاي جوياي فكر متين و منطقي اسلام است و ما در حال حاضر بديلي براي مجموعه كتابهاي شهيد مطهري نداريم؛ اما نيازهاي فكري روزبهروز و نو به نو ميشود و جريان ورود به چالش با افكار وارداتي و نقادي علمي و تفكيك صحيح از سقيم آن، از وظايف مهمي است كه بايد ادامه يابد. و ما در دهههاي آينده به مطهريها نياز مبرم داريم (پيام رهبر انقلاب به همايش جهاني انديشه مطهر، 6/2/1383). ايشان رمز توفيقات استاد شهيد مطهري را تلاش بيوقفه و پيگير استاد مطهري براي خودسازي حلا اگر دوست دارید مطهری بشید، بسم الله ... اول از خودتان شروع کنید یاحق... (به مناسبت هفته معلم ) آخرین مطالب پیوندهای روزانه پيوندها |
||||